یا حق free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
ز لیلا می شنیدم، یا علی گفت
به مجنون چون رسيدم يا علی گفت
نسيمي غنچه ای را باز می كرد
به گوش غنچه كم كم يا علی گفت
چمن با ريزش باران رحمت
دعایی كرد و او هم يا علی گفت
يقين پروردگار آفرينش
به موجودات عالم يا علی گفت
دلا بايست هر دم يا علی گفت
نه هر دم بل دمادم يا علی گفت
به هر روز به هر شب يا علی گفت
به هر پيچ به هر خم يا علی گفت
دمی كه روح در آدم دميدند
ز جا بر خاست آدم يا علی گفت
علی در كعبه بر دوش پيمبر
قدم بنهاد و آن دم يا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها گشت
كليم آنجا مسلم يا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز
يقين عيسی بن مريم يا علی گفت
ز بطن حوت يونس گشت آزاد
ز بس در ظلمت يم يا علی گفت
به فرقش كي اثر مي كرد شمشير
شنيدم ابن ملجم يا علی گفت
مگر خيبر ز جايش كنده ميشد؟
يقين آندم علی هم يا علی گفت
سلام
تا حالا شده بری به باغ یا خونه بزرگی که توش سگ محافظ باشه و این سگه به سمتت بخواد حمله کنه ؟
دیدی سگه هاپ هاپ میکنه و میخواد بپره گازت بگیره و خلاصه هر جوری شده مانع ورودت میشه ؟
چی کار میکنی ؟
داد میزنی صاحب خونه ! این سگ رو ساکت کن .
تا صاحب سگ بهش بگه ساکت شو و برو اونور سگ دیگه هیچی نمیگه و کاریت نداره.
وقتی با صاحب خونه دوست باشی و زیاد رفت آمد داشته باشی دیگه سگه هیچوقت کاریت نداره !
حالا شیطان هم سگ درگاه خداست! نمیذاره قریبه ها وارد شند ! هی اذیت میکنه . به هر کلک و وسوسه ای که بتونه کوتاهی نمیکنه.
ما چی کار کنیم ؟
هیچی ! پناه میبریم به صاحب خونه !
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم !
ولی اینو باید عملی بگیم نه فقط با زبون
یا حق
با زور می برند مرا رو به راه راست
حتی طنین زلزله ویران نمی کند
دیوارهای فاصله ای را که بین ماست
حالا چرا عزیز دلم بغض کرده ای؟
این تازه روز اول و آغاز ماجراست
به نام خدا
با عرض سلام
کردار نیک و عمل صالح انسان ها را به درجات عالیه معنوی می رساند و در پیمودن مسیر ترقی و تعالی بین زن و مرد هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. قران می فرماید ( و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه) هر فرد با ایمانی که عمل صالح انجام دهد و خواه مرد باشد یا زن او را به حیاتی پاک زنده می داریم . با توجه به این ایه طی کردن راه ترقی و تعالی همت و تلاش می طلبد چه بسا مردانی که ز راه باز مانده اند اما در سیر تکاملی بانوان زیادی به درجه عالی سعادت گام نهاده اند
بانوی عارفه
رابعه عدویه از بانوان سعادتمندی است که بر اثر انجام کارهای نیک و تلاش در مسیر سعادت نام نیکو از خود به یادگار گذاشته و در عرفان و سلوک به مقاماتی نائل آمده است .
روزی جمعی از مردم بصره بر در خانه عدویه رفتند و گفتند : ای رابعه مردان را سه فضیلت است که زنان را نیست ،
1) آن که مردان عقل کامل دارند و زنان ناقص العقلند و دلیل بر نقصان عقل انها این که گواهی دو زن برابر گواهی یک مرد است
2) انکه زنان ناقص الدین هستند زیرا در هر ماه چند روز از نماز و روزه می مانند
3) هرگز زنی به مقام نبوت نرسیده است .
رابعه گفت : اگر گفتار شما درست باشد زنان را نیز سه فضیلت است که مردان را نیست .
1) ان که در میان انها مخنث نیست ( مرد بی غیرت )
2) همه انبیاء و صدیقان و شهیدان و صالحان در دامن زنان پرورش یافته اند و در کنار ایشان بزرگ شده اند
3) انکه هیچ زنی ادعای خدائی نکرده است و این جرات و بی ادبی در طول تاریخ به خداوند از مردان سر زده است
یا حق
... و من تمام عمرم را در کابوس زیستم ... در کابوس نبودن تو ... نداشتن تو...
با اینکه همیشه می دانستم ...تو هرگز به من تعلق نداشته ای.
منم خراب تو و تو خراب خویشتنی!
و من سودایی تو بودم و تو در اندیشه ای دیگر...
هماره می ترسیدم اندیشه هایت که روزی چراغ راهم بود رنگ زمینی بگیرد.
خیالش هم آزارم می داد... و من می خواستم تو همیشه آنقدر بالا و در اوج و دور از دسترس باشی که رسیدن به تو دشوار باشد و من می خواستم فکرت ، سخنت، رفتارت ... همه و همه آسمانی باشد و آرزو می کردم تو همان باشی که من خیال می کنم
و تو رنگ خیال من باشی ... شنیدم صدایی گفت: اشتباه می کنی آدمک ! انسانها همه مثل هم اند .ادای آسمانی ها را در می آورند...از آن روز که از آسمان رانده شدند و ساکن زمین شدند رنگ زمینی گرفتند... خودت را فریب نده!
و شنیدم رهگذری گفت: ساکنان دنیا چون خود دنیا دنی اند... پست اند. چه توقع هایی داری آدمک!
و من رنجیدم ... و دلم شکست ... و من اندیشیدم ... و من تو را خیال کردم... تو پست نبودی!
تو با همه فرق داشتی ... چون تو مسافر این دنیا بودی ، نیامده بودی که بمانی ... تو چون سایرین نبودی!
یادت هست آن روزها ، هر وقت به من یادآوری می کردی مسافری ،سکوت می کردم ،از نام مسافر بدم می آمد ،دلم پر از تشویش می شد و آسمان چشمانم می بارید وقتی فکر می کردم مسافری!
آری تو از جنس زمینی ها نبودی ، پس هیچ وقت نگذار کابوسهایم رنگ واقعیت بگیرند...
آسمانی بمان و آسمانی بیندیش!
چنانچه ندانی به سوی کدامین بندر روانی
هر بادی
و تو ای مسافر تنها
چشم انتظار کدامین سپیده دمی؟!